السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

410

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

نتيجه اين‌كه در تقديم سلب بر قيد حيثيت ، سه مطلب تأمين مىشود : مطلب اول ؛ همان نكته‌اى است كه حكيم سبزوارى در منظومه « 1 » مىفرمايند : كه اگر سلب ، مؤخر باشد ناگزير وجود ولا وجود ، مطلق مىمانند . و سلب وجود به نحو مطلق ، حتى به عنوان امر عارض بر ماهيت ، از ماهيت صحيح نيست . لكن با مقدم شدن ادات سلب آنچه مقيد مىشود وجود و عدم مىباشد و سلبِ وجود و عدمِ مقيد بمرتبه ، صحيح است - ولى سلب مطلق وجود و عدم از ماهيت صحيح نيست . مطلب دوم ، در تقديم سلب ، سؤال با جواب ، مطابق مىگردد ؛ زيرا اگر در سؤال ، پرسش از وجود ولا وجود در مرتبه بود هنگامى جواب صحيح و مطابق خواهد بود كه سلب ، مقدم باشد . و در صورتى كه مؤخر باشد جواب ما سلب مقيد خواهد بود ، در حالىكه در سؤال ، سلب مطلق بود . مؤلف در عبارت كتاب اين ملاك را مورد نظر قرار مىدهد . مطلب سوم اين‌كه با تقديم سلب به سلب محصل دست يافته ، خود را از شبههء سلبِ عدول نجات داده‌ايم و احتمال ايجاد اين توهّم را كه ذات انسان فى المثل عبارت است از ليسيتِ وجود يا عدم ، كه مفاد سلب عدول است ، منتفى كرده‌ايم . نفى ساير معانى متقابله از ماهيت متن ونظير الوجود والعدم فى خروجهما . . . الأربعة من حيث هى زوجاً ولا فرداً .

--> ( 1 ) . لازم به ذكر است كه حكيم سبزوارى وجه ديگرى براى تقديم سلب بر حيثيت بيان مىكنند و آن اين است كه درصورت تقديم ، سلب هم سلب مىشود عوارض وجود و هم عوارض ماهيت . توضيح مطلب اين‌كه ماهيت داراى دو نوع عارض هست يكى عارض نفس ماهيت مانند امكان و وحدت ، وجود و ديگرى عارض وجود ماهيت است مانند كتابت ، سواد ، بياض ، تقديم سلب براى آن است كه افاده دهد كه مرتبهء ماهيت خالى است هم از عوارض وجود و هم خالى است از عوارض ماهيت